سرناچی، سرنا ره سر بشته بورده

صبحِ روز سه‌شنبه، 22 خردادماهِ ۱۳۹۷، مراسم وداع با پیکرِ عزیزِ زنده‌نام، آقاجان فیوج‌زاده، آخرین خنیاگر موسیقی سرنانوازی در سالن اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با حضور خانوادۀ این هنرمندِ مرحوم و هنرمندان مازندرانی برگزار شد.

این هنرمند که سالیان عمرِ عزیزش را چون دمی گرم به جانِ سردِ سرنا دمید و به حلاوتِ احساسش، سرود یگانۀ عشق را جاودانه کرد در عصرگاه روز 21م خرداد، به علت کهولت سن و بیماری چشم از جهان فرو بست.

این مراسم به مجری­گریِ علی حسن ­نژاد و با سخنرانی احد جاودانی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و با یادی از بزرگانِ از دست رفته (استاد احمد محسن­پور، استاد حسینعلی طالبی، محمدرضا جعفری) آغاز شد.

جناب آقای جاودانی ضمن عرض تسلیت به داغ­دیدگانِ این ضایعۀ تلخ اضافه کرد: «ما در چند سال اخیر شاهد از دست رفتنِ بلندقامتانی بودیم که نبودِ هر یک از آن­ها سلمه‌ای بزرگ بر پیکر فرهنگ و هنر استان به شمار می­رود. خدماتی که بزرگانی نظیرِ استاد فیوج­زاده به هویت بومی این دیار رساندند، موجب شد تا هنر و موسیقی ارزشمند فولک مازندران حفظ گردد و جانی تازه گیرد. و ما اگر نه آن­گونه که شایسته بود، لیکن کوشیده­ایم تا حق را ادا کنیم و تا جایی که در توان دولت محترم و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است در خدمت هنرمندان ارزندۀ این دیار باشیم. امیدوارم میراث این بزرگان را به تشنگان آن برسانیم.»

سپس محمدابراهیم عالمی، خوانندۀ بومی مازندران و از مصاحبانِ نزدیک استاد فیوج­زاده به روی سن آمدند و ضمن این­که اذعان داشتند «مازندران بزرگ­ترین مرجع و سرچشمۀ سرنای خود را از دست داد»، به خواندنِ آوازی سوزناک، یاد استادِ درگذشته را گرامی داشتند: «حیفه زلفِ اون ونووشه، کهو باشه دلِ گوشه، حیفه وارش شَندِنه خون، حیفه که تیل باشه اِندون... حیفه که چشمه بمیره، قحطی دِنیا ره بهیره...».

این مراسم با سرنانوازیِ جمال محمدی ادامه یافت تا جهانگیر نصر اشرفی، پژوهشگر موسیقی فولک مازندران برای عرض تسلیت و ایراد سخن پشت تریبون قرار گرفتند. ایشان پس از ابراز هم­دردی با خانوادۀ آن مرحوم و همراهان همیشگی استاد، آقایان مصطفی و علی علیزاده که در حقیقت حامل، ناقل و حافظِ رپرتواری اساسی در موسیقی مازندران و کشور بودند، افزود: «ترجیح می­دهم به جای بحث پیرامون این استاد مرجع و یگانه، در رابطه با شرایط هنرمندانِ بزرگی که یکی پس از دیگری از دست می­ روند و ما فقط در مراسم سوگواری­شان شرکت می­کنیم صحبت کنم. بدیهی است که این هنرمندان ارج و ارزشِ کلیدی و بسیار مهمی برای فرهنگ کشور دارند. اگر بپذیریم که هویت ما از طریق مجموعۀ میراث معنوی­ مان بازتاب پیدا می­کند، باید بدانیم که آقای فیوج­زاده بخشی از هویت ما محسوب می­شود. رپرتواری که ایشان حافظشان بودند خارج از فضاهای سرورآمیزی که قرن ­ها مردم مازندران را دلشاد کرد، بخشی از سنن فرهنگی، آیین­ ها، میراث معنوی، پهلوانی­ ها و همۀ آن­چه که فضاهای سرورآمیز ما را در طول تاریخ رقم زده است، را شامل می­ شود. دو آیین نمایشی-ورزشی مهم، کشتی­ محلی لوچو در شمال کشور و کشتی نیاوند بدون حضورِ سرنا و نقاره انجام نمی­شد. نمایش موزیکالِ رسن­بازی یا ریسمان ­بازی نیز همین­طور... من از دیروز که خبر فوت ایشان را دریافت کردم بسیار متاثر و متاسف شدم و این تاسف تا این لحظه در من باقی مانده است. و آن از بابتِ این­که یک بار نشد که از طرف سازمان­ ها و نهادهای مسئول ذی ­ربط، از آقای فیوج­ زاده تقدیری شود. اگر دو مجموعه­ ای که توسط این ­جانب در سال 1374 و یک مجموعه ­ای که در سال 1375 از طریق انجمن موسیقی ایران منتشر ­شد، نبود شاید امروز رپرتوار صحیح و سازمان­ مند و نظام ­مندِ فیوج ­زاده را در دست نداشتیم. در حقیقت چیزی از این گوهر باقی نمی­ ماند....»

پس از پایان صحبت­ های جهانگیر نصر اشرفی آقایان نورالله یوسفی، محسن و علی علیزاده در کنار پیکرِ بی­ جانِ آن استاد به هم­نوازیِ سرنا و نقاره پرداختند.

در پایان پیکر استاد آقاجان فیوج­ زاده بر شانۀ شاگردانش و در حضور هنرمندان مازندران، به آرامگاه تشییع شد.

یاد و خاطره­ اش ماندگار و روحش قرین آرامش باد.

 

مهدیه کیهانی

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید