اما و اگر های کنسرت خیابانی، واژه ای به نام رویا

از آن تابستان که کلمه‌ی «کنسرت خیابانی» به واژه‌ای مصطلح در جریانِ موسیقی کشور بدل شد تا حالا که با یک جست‌وجو در اینترنت، می‌توان انواع و اقسامِ مطالب و ویدیوها درباره‌ی آن را شنید و دید، هنوز هیچ کنسرتِ خیابانی‌ای در ایران برگزار نشده است؛

البته که تعدادی از هنرمندان تلاش کرده و کنسرت‌هایی را به صورتِ‌ رایگان برگزار کرده‌اند؛ اما کنسرتِ خیابانی ویژگی‌های خاصِ خودش را دارد که با برگزاری کنسرتِ‌ رایگان متفاوت است و اصلا همان اتفاقی است که سال‌های زیادی است به صورت جسته و گریخته در ایران برگزار می‌شده است. این کلمات البته هیچ به معنای نادیده گرفتنِ زحمتِ هنرمندانی نیست که از دستمزدهای متداول خود گذشته‌اند و به جای برگزاری کنسرت در سالن‌های آکوستیکِ پر زرق و برق، کنسرت‌های خود را در پارک‌ها و میدان‌های شهر برگزار کرده‌اند؛ اما آنان کنسرتِ رایگان داده‌اند. همین! آن هم در شرایطی که سال‌های سال است که خیلی گروه‌های خیابانی هستند که در تهران و خیلی شهرهای بزرگِ دیگر اجرا دارند و اتفاقا خیلی‌هایشان با استقبال زیادی هم روبه‌رو شده‌اند و پای یکی‌دوتایشان به سالن‌های کنسرت هم رسیده و آلبوم هم داده‌اند و تیتراژ هم خوانده‌اند. اما برگزاری کنسرت‌های «محمد معتمدی» که با طرحِ «کنسرت برای همه» همراه بود، بهانه‌ای برای پرداخت به این موضوع است، مساله‌ای که سال‌ها قبل اهالی هنرهای تجسمی به فکر آن افتادند و طرح «هر خانه‌ی ایرانی، یک اثر هنری» را دادند و تا حدودی هم موفق شدند تا مردمانی از طبقاتی جز اشراف را صاحبِ آثار هنری کنند؛ هر چند با گران‌شدنِ آثار هنری و اصلا بحرانِ اقتصادی موجود، آن طرح نیز تا حدی مسکوت مانده است.

شجریان

همایون شجریان
اولین بار «همایون شجریان» بود که مساله‌ی «کنسرت خیابانی» را مطرح کرد، او 6 سالِ قبل در یکی از گفت‌وگوهای مطبوعاتی‌اش گفت: «شجریان سال ۹۲ در این باره گفته بود: ««حاضرم سال آینده برای هر کس که دلش بخواهد، اجرای خیابانی داشته باشم و البته این اجرا را فقط برای دل مردم و بدون هیچ مناسبتی در نظر گرفته‌ام که امیدوارم این شرایط از سوی خانه موسیقی فراهم شود.»

آن گفته‌ها اما در همان نشستِ مطبوعاتی مطرح شد و رسانه‌ها بازتابش دادند و اتفاقِ دیگری نیفتاد؛ تا تابستانِ سالِ گذشته که «همایون» بار دیگر این مساله را مدتی بعد از لغوِ «سی» بیان کرد. کنسرت- نمایشِ «سی» قرار بود سال گذشته با داستانِ «سیاوش» و با ترکیب بازیگران جدید روی صحنه رود؛‌ اما هم‌زمانی‌اش با آغاز تحریم‌ها و بحران اقتصادی متعاقبش سبب شد تا برگزارکنندگان این پروژه به دلیلِ‌ آنچه مساعد نبودن شرایط اجتماعی و خاص عنوان کردند، آن را به حالت سکون و انتظار درآورند و روابط‌عمومی‌اش بنویسد: «امیدوار یم این کنسرت- نمایش در زمانی بهتر و در روزگاری مهربان‌تر با دلی خوش‌تر و اذهانی سبک‌بال تر در وزگاری که مردم شریف این مرز و بوم غم‌ها ونگرانی‌های معیشتی کمتری نسبت به حال و آینده خود داشته باشند و زمین و زمان محکم‌تری زیذ پایشان باشد به مرحله‌ی اجرا درآید.»

همین چند سطر کوتاه کافی بود تا دامنه‌ی اظهارنظرها گسترده شود. برخی لغو این کنسرت را به خاطرِ هراس برگزارکنندگان از فروش نرفتنِ بلیت‌ها دانستند (که اجراهای نمایش‌های مشابه خلافِ این را ثابت کرد) و برخی گفلتند که اگر «همایون شجریان» دغدغه‌ی معیشتِ مردم را دارد، بهتر است تا آن پروژه را به صورت رایگان برگزار کند؛ به تبع آن خواننده‌ی نامدار ایرانی‌ در اینستاگرام خود (که به نظر می‌رسد حالا که چندان روی خوشی به انجام گفت‌وگو با رسانه‌هی داخلی نشان نمی‌دهد، تنها راه ارتباطی‌اش با مخاطبان‌ش است)